آشوریان‌ ایران‌ و جنگ‌ جهانی‌ دوم‌

دانشنامه: 

در دهه 1920 م‌. (دهه 1300 ه.ش‌.)، آشوریان‌ در رفت‌ و آمد و فعالیت‌های‌ اجتماعی‌، محدودیت‌هایی‌ داشتند كه‌ زاده عوارض‌ جنگ‌ جهانی‌ بود. دولت‌ جدید ایران‌، تازه‌ به‌ ترمیم‌ خرابی‌های‌ جنگ‌ پرداخته‌ بود. قلع‌ و قمع‌ اشرار و گردنكشان‌، آهسته‌ آهسته‌ جدّی‌ می‌شد. هر گروهی‌ كه‌ به‌ نحوی‌ در كشاكش‌ و غلغله جنگ‌ درگیر شده‌ بود، از انجام‌ فعالیت‌های‌ آشكار و پنهان‌ محدود می‌شد تا باعث‌ تحریك‌ مجدد هیجان‌ مردم‌ و باز كردن‌ سر زخم‌ قدیمی‌ نشود. آشوریان‌ از این‌ قاعده‌ مستثنی‌' نبودند. آنان‌ در زمان‌ جنگ‌ اول‌، با دولت‌ عثمانی‌ و اشرار محلی‌ مثل‌ «اسماعیل‌ آقا سیمیتقو» و سایر خوانین‌ متحد او، در گیر شده‌ بودند. لذا برخی‌ بر این‌ باور بودند كه‌ قوای‌ عثمانی‌ به‌ بهانه تعقیب‌ آشوریان‌، به‌ داخل‌ مرزهای‌ ایران‌ نفوذ كرده‌ و آذربایجان‌ و كردستان‌ را مورد تاخت‌ و تاز قرار داده‌اند، و به‌ این‌ خاطر، آشوریان‌ سرزنش‌ می‌شدند.

برای‌ آن‌ كه‌ این‌ آتش‌ همچنان‌ زیر خاكستر بماند، انجام‌ برخی‌ از فعالیت‌های‌ ملی‌ و اجتماعی‌ برای‌ آشوریان‌، با محدودیت‌هایی‌ رو به‌ رو بود. افرادی‌ كه‌ به‌ خاطر كارهای‌ شخصی‌ عازم‌ تبریز می‌شدند، و یا برای‌ كارهای‌ تجارتی‌ از شهر خود خارج‌ می‌شدند، می‌بایست‌ ورقه عبور ویژه‌ای‌ اخذ نمایند كه‌ خود در این‌ كار با مشكلات‌ و موانع‌ زیادی‌ مواجه‌ می‌شد. آنان‌ می‌بایستی‌ برای‌ تسهیل‌ این‌ كار، چاره دیگری‌ می‌اندیشیدند. راه‌ چاره‌ بزودی‌ فراهم‌ شد. دولت‌ تازه‌ شروع‌ به‌ صادر كردن‌ شناسنامه‌ برای‌ ایرانیان‌ كرده‌ بود. عده‌ای‌ از آشوریان‌ كه‌ برای‌ گرفتن‌ شناسنامه‌ مراجعه‌ می‌كردند، برای‌ خود نام‌ خانوادگی‌ ارمنی‌ با پسوند «یان‌» انتخاب‌ می‌كردند. چون‌ ارمنیان‌ از تشریفات‌ مسافرت‌ معاف‌ بودند، آن‌ عده‌ از آشوریان‌ نیز توانستند بدون‌ دردسر به‌ خارج‌ از اورمیه‌ رفت‌ و آمد كنند.

این‌ وضع‌ زیاد طول‌ نكشید. دولت‌ كه‌ با كسب‌ قدرت‌ بر اوضاع‌ مسلّط‌ شد، این‌ قید و بندها نیز بتدریج‌ از دست‌ و پای‌ مردم‌ باز شد. در نتیجه‌ آشوریان‌ نیز توانستند در كارهای‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌، آزادی‌ عمل‌ بیشتری‌ حاصل‌ كنند، تا اینكه‌ در سال‌ 1939 م‌. (1318 ه.ش‌.) جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ آغاز شد و خاورمیانه‌ بار دیگر به‌ تلاطم‌ افتاد. در تابستان‌ 1941 م‌. (شهریور 1320 ه.ش‌.) ایران‌ از سوی‌ قوای‌ متفقین‌ اشغال‌ و به‌ دو منطقه تحت‌ نفوذ قوای‌ بیگانه‌ تقسیم‌ شد. قوای‌ آمریكا و انگلیس‌ بر جنوب‌ و غرب‌، و دولت‌ شوروی‌ بر شمال‌ و شمال‌ غرب‌ مسلّط‌ شدند. به‌ این‌ ترتیب‌، آذربایجان‌ تحت‌ اشغال‌ قوای‌ شوروی‌ درآمد.

در جریان‌ جنگ‌، نیروی‌ دریایی‌ آلمان‌، راه‌های‌ كمك‌رسانی‌ به‌ شوروی‌ را از دریاها مسدود كرده‌ بود و كشتی‌های‌ حامل‌ محموله‌ به‌ آن‌ كشور را مرتباً غرق‌ می‌كرد. كم‌ كم‌ كار رسانیدن‌ كمك‌ به‌ كشور شوروی‌ غیر ممكن‌ شد و تلاش‌ برای‌ استفاده‌ از دریای‌ مدیترانه‌ و شمال‌ اروپا، به‌ حدّاقل‌ رسید. علاوه‌ بر این‌، كشور آلمان‌ تلاش‌ زیادی‌ به‌ عمل‌ می‌آورد كه‌ منطقه خاورمیانه‌ را در اختیار گیرد تا كشور شوروی‌ را بكلّی‌ در محاصره‌ قرار بدهد و با از پا درآوردن‌ آن‌، یكی‌ از رقبای‌ خطرناك‌ خود را از گردونه‌ خارج‌ سازد. مضافاً اینكه‌، دولت‌ تركیه‌ را در خاورمیانه‌ متحد كرده‌ بود، و اگر موفق‌ می‌شد دولت‌ ایران‌ را نیز به‌ داخل‌ حلقه اتحاد درآورَد، گلوی‌ شوروی‌ كاملاً در اختیار قوای‌ محور قرار می‌گرفت‌ و آنها به‌ آسانی‌ می‌توانستند دولت‌ انگلستان‌ و فرانسه‌ را از عراق‌ و سوریه‌ و لبنان‌ و سایر نقاط‌ خاورمیانه‌ بیرون‌ كنند و تمام‌ آن‌ منطقه‌ را در اختیار بگیرند.

برای‌ جلوگیری‌ از این‌ اتفاق‌ بود كه‌ كشورهای‌ متحد شوروی‌ - انگلستان‌ و آمریكا - تصمیم‌ گرفتند خاك‌ ایران‌ را اشغال‌ كنند و آن‌ را از دایره نفوذ احتمالی‌ دولت‌ آلمان‌ و همدستان‌ آن‌ بیرون‌ آورند و به‌ این‌ نحو، راه‌ مطمئن‌ دیگری‌ برای‌ كمك‌رسانی‌ به‌ شوروی‌ باز كنند. با اشغال‌ ایران‌ در شهریور سال‌ 1320، راه‌ زمینی‌ حمل‌ و نقل‌ كالا و مهمات‌ جنگی‌ به‌ كشور شوروی‌ مفتوح‌ شد. دولت‌ آمریكا، بویژه‌ برای‌ حمل‌ كمك‌های‌ خود به‌ شمال‌، هزاران‌ وسیله حمل‌ و نقل‌ را در این‌ مسیر به‌ حركت‌ درآورد. كامیون‌های‌ مخصوص‌ حمل‌ و نقل‌، می‌بایست‌ كالای‌ رسیده‌ به‌ بنادر جنوب‌ ایران‌ را از طریق‌ راه‌ زمینی‌ به‌ مرز شوروی‌ در شمال‌ غربی‌ ایران‌ برسانند و از آنجا به‌ دولت‌ شوروی‌ تحویل‌ دهند. برای‌ راه‌اندازی‌ این‌ همه‌ كامیون‌، قوای‌ متحد احتیاج‌ به‌ تعداد زیادی‌ راننده‌ داشت‌. آشوریان‌ از مردمی‌ بودند كه‌ بزودی‌ برای‌ استفاده‌ از این‌ فرصت‌ به‌ مراكز استخدام‌ رانندگان‌ كامیون‌ شتافتند.