آشوریان‌ و مسیحیت‌

شكّی‌ نیست‌ كه‌ آشوریان‌ در نخستین‌ قرن‌ مسیحیت‌، تابعیت‌ این‌ دین‌ را پذیرا شدند. حتی‌ روایت‌ مستحكم‌ و مستدلی‌ وجود دارد كه‌ وقتی‌ عیسی‌ مسیح‌ در فلسطین‌ به‌ تعلیم‌ و بشارت‌ مسیحیت‌ می‌پرداخت‌، مورد ایذاء و آزار یهودیان‌ فلسطین‌ قرار می‌گرفت‌ و مردم‌ متعصب‌ آن‌ زمان‌، از طرد و تمسخر و استهزاء و حتی‌ از توطئه‌چینی‌ برای‌ قتل‌ او كوتاهی‌ نمی‌كردند. در آن‌ زمان‌، یكی‌ از پادشاهان‌ محلی‌ آشوری‌ به‌ نام‌ «اَبگار پنجم‌» معروف‌ به‌ «اَبگار سیه‌چرده‌» كه‌ در سرزمین‌ «رُها» (اورفا)   حكومت‌ می‌كرد، و گرفتار نوعی‌ بیماری‌ صعب‌العلاج‌ بود، نامه‌ای‌ به‌ مسیح‌ نوشت‌ و او را به‌ كشور خویش‌ دعوت‌ كرد. «اَبگار» شنیده‌ بود كه‌ مسیح‌ معجزاتی‌ از خود آشكار می‌كند و در طی‌ این‌ معجزات‌، بسیاری‌ از بیمارانِ كور و كر و مفلوج‌ و درمانده‌ را سلامت‌ كامل‌ اعطا می‌فرماید. به‌ این‌ لحاظ‌، از وی‌ دعوت‌ كرد به‌ شهر «رُها» بیاید تا ضمن‌ رهایی‌ از آزار و اذیت‌ مردم‌ شقی‌ و ناباور، بیماری‌ سخت‌ و آزاردهنده او را علاج‌ كند. عیسی‌ مسیح‌ در جوابِ نامه «اَبگار»، به‌ او گفت‌ كه‌ وی‌ برای‌ انجام‌ رسالتی‌ به‌ این‌ دنیا آمده‌ است‌ و نمی‌تواند رسالت‌ خود را نیمه‌كاره‌ رها كند. اما در عوض‌، به‌ خاطر ایمان‌ پادشاه‌، یكی‌ از شاگردان‌ خود را به‌ «رُها» اعزام‌ خواهد كرد تا به‌ جای‌ مسیح‌، به‌ علاج‌ بیماری‌ پادشاه‌ اقدام‌ كند. و چنین‌ شد كه‌ بعد از مصلوب‌ شدن‌ و قیام‌ و صعود عیسی‌ مسیح‌، یكی‌ از رسولان‌ مقدس‌ او به‌ نام‌ «تَدّی‌» به‌ دربار «اَبگار» رفت‌ و بیماری‌ او را شفا بخشید. «اَبگار» با درك‌ این‌ معجزه‌، امر كرد كه‌ همه ساكنان‌ سرزمین‌ تحت‌ فرمان‌ او، مسیحیت‌ را به‌ عنوان‌ دین‌ رسمی‌ خود بپذیرند. و چنین‌ شد كه‌ دین‌ مسیح‌ در میان‌ آشوریان‌ خاورمیانه‌ منتشر گردید.

در دو سه‌ قرن‌ اولیه مسیحیت‌، پیروان‌ عیسی‌ مسیح‌ در خاورمیانه‌ و خاور نزدیك‌، زیر پرچم‌ سه‌ كلیسا یا سه‌ فرقه عمده‌، جمع‌ شدند. یكی‌ از این‌ كلیساها كه‌ در مدت‌ بیش‌ از هزار سال‌ قاره آسیا و سایر نقاط‌ شرق‌ را درنوردید، «كلیسای‌ شرق‌ آشوری‌» است‌ كه‌ به‌ خاطر تعلقات‌ خاص‌ ایرانی‌، به‌ نام‌ «كلیسای‌ پارسی‌» نیز خوانده‌ شده‌ است‌. كلیسای‌ شرق‌ آشوری‌ یا كلیسای‌ پارسی‌، در هزاره اول‌ مسیحیت‌ به‌ عنوان‌ كلیسای‌ بشارتی‌ مسیحیت‌، شهرت‌ جهانی‌ یافت‌. مبشّران‌ این‌ كلیسا در دوران‌ نه‌ چندان‌ طولانی‌، تمام‌ قاره آسیا و كشورهای‌ خاور دور را زیر پا گذاشتند و بذر مسیحیت‌ را در میان‌ مردم‌ این‌ سرزمین‌های‌ پهناور، از صاحب‌ تمدن‌ یا فاقد آن‌، كاشتند. وجود كلیساها و پرستشگاه‌های‌ بی‌شمار و دیرهای‌ متعدد و مراكز اسقف‌نشین‌ در سرتاسر قاره آسیا، بهترین‌ شاهد این‌ مدعا است‌.

دوره شكوفایی‌ كلیسای‌ شرق‌ آشوری‌، با هجوم‌ اقوام‌ مغول‌ و تاتار به‌ سرزمین‌ ایران‌ و بین‌النهرین‌ در قرون‌ چهاردهم‌ و پانزدهم‌ میلادی‌، به‌ پایان‌ رسید. كلیسای‌ شرق‌ آشوری‌ و پیروان‌ آن‌ در خاورمیانه‌ و كشورهای‌ شرق‌ دور، مورد وحشیانه‌ترین‌ قتل‌عام‌ها قرار گرفتند و مراكز مذهبی‌ آنان‌ از قبیل‌ كلیساها و دیرهای‌ بزرگ‌ و پایگاه‌های‌ پاتریارك‌نشین‌ و اسقف‌نشین‌ آنان‌، ویران‌ شد. آشوریان‌ برای‌ گریز از انهدام‌ كامل‌، در نقاط‌ صعب‌العبور كوهستان‌های‌ حكیاری‌ در جنوب‌ و شرق‌ تركیه‌ امروزی‌ و در نقاط‌ كوهستانی‌ شمال‌ عراق‌ و شمال‌ غرب‌ ایران‌، پناه‌ جستند. آنان‌ تا اوایل‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌، در ربع‌ نخست‌ قرن‌ بیستم‌، در این‌ نواحی‌ متوطن‌ بودند.

در سال‌ 280 م‌.، كلیسای‌ شرق‌ آشوری‌، مركزیت‌ خود را از «اورفا» (رها) به‌ شهر تیسفون‌ پایتخت‌ ایران‌ انتقال‌ داد.   از آن‌ پس‌، مقرّ رهبر كلّ كلیسا در پایتخت‌ ایران‌ قرار گرفت‌ و امور كلیسا در سراسر مشرق‌ زمین‌، از آنجا اداره‌ می‌شد. تا اینكه‌ بعد از به‌ هم‌ ریختن‌ وضع‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ خاورمیانه‌ در دوران‌ حملات‌ مغول‌، مركز این‌ كلیسا به‌ مأمن‌ كوهستانی‌ در مناطق‌ شمالی‌تر منتقل‌ شد. در بحبوحه شكوفایی‌ حیات‌ این‌ كلیسا، تعداد زیادی‌ از ایرانیان‌ غیر آشوری‌، به‌ مرور مسیحیت‌ را پذیرفته‌ و به‌ تابعیت‌ كلیسای‌ شرق‌ درآمدند. حتی‌ بعضی‌ از آنها به‌ مقام‌های‌ عالی‌ كلیسایی‌ دست‌ یافتند. در نقاط‌ مختلف‌ ایران‌، كلیساهایی‌ به‌ نام‌ قدیسان‌ ایرانی‌ غیر آشوری‌ بنا شده‌ كه‌ بعضی‌ از آنها هم‌ اكنون‌ در اطراف‌ شهر اورمیه‌ آذربایجان‌ غربی‌، پا بر جا بوده‌ و محل‌ زیارت‌ مؤمنان‌ آشوری‌ می‌باشند.

در گوشه‌ و كنار آذربایجان‌ و كردستان‌، كلیساهایی‌ وجود دارند كه‌ قدمت‌ آنها به‌ اوایل‌ عهد مسیحیت‌ برمی‌گردد. از معروف‌ترین‌ و بزرگ‌ترین‌ این‌ بناها، «كلیسای‌ حضرت‌ مریم‌» در خیابان‌ خیام‌ شهر اورمیه‌ است‌، كه‌ قدمت‌ آن‌ به‌ قرن‌ اول‌ مسیحی‌ می‌رسد و هم‌ اكنون‌ جزو آثار باستانی‌ ایران‌ به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌. تعدادی‌ از قبور اسقفان‌ و و رهبران‌ كلیسا، با سنگ‌های‌ سفید و كتیبه‌های‌ زبان‌ آشوری‌ در طاق‌نماهای‌ داخل‌ این‌ كلیسا قرار دارند كه‌ حكایت‌ از قدمت‌ بنا می‌كنند.

منبع : کتاب آشوریان ایران، ملتی که باید از نوشناخت