شكوفایی‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ آشوریان در قرن‌ هجده‌ و نوزده‌

دانشنامه: 

دنیای‌ خارج‌ از خاورمیانه‌، تا یك‌ قرن‌ و نیم‌ پیش‌، از وجود آشوریان‌ بی‌خبر بود. حتی‌ هم‌میهنانی‌ كه‌ با آنها تماس‌ مستقیم‌ نداشتند، از شناختن‌ آنان‌ عاجز بودند. در نیمه قرن‌ نوزدهم‌ میلادی‌، ناگهان‌ مبشّران‌ یا میسیونرهای‌ غربی‌ با مردمی‌ در خاورمیانه‌ برخورد كردند كه‌ به‌ قول‌ خودشان‌، "قدیمی‌ترین‌ مسیحیان‌ مشرق‌ زمین‌" محسوب‌ می‌شدند. ابتدا مبشّران‌ انگلیسی‌ و بعد از آنان‌، مبشّران‌ آمریكایی‌، با اعزام‌ نمایندگان‌ و پیشگامان‌ خود در تماس‌ با این‌ مردم‌، رقابت‌ هیجان‌زده‌ای‌ را آغاز كردند. انگلیسی‌ها بیشتر به‌ میان‌ آشوریان‌ كوهستان‌های‌ حكیاری‌ در تركیه‌ شتافتند؛ در حالی‌ كه‌ میسیونرهای‌ آمریكایی‌، هدف‌ خود را در جامعه آشوریان‌ ایران‌ قرار دادند.

هر یك‌ از این‌ دسته‌ از مبشّران‌، با نفوذ میان‌ مردم‌ و ایجاد مدارس‌ و چاپ‌ كتاب‌ و مجله‌، تلاش‌ كردند پایگاه‌ خود را در داخل‌ جامعه‌ مستحكم‌تر گردانند. طولی‌ نكشید كه‌ مبشّران‌ انگلیسی‌، گوی‌ سبقت‌ را به‌ میسیونرهای‌ آمریكایی‌ باختند و صحنه‌ بطور رقابت‌ناپذیری‌ در اختیار اعزامیان‌ ینگه‌دنیا قرار گرفت‌.

جامعه آشوریان‌، كه‌ تا آمدن‌ این‌ مبشّران‌ پیشرفت‌ محدودی‌ در زمینه فرهنگ‌ و آموزش‌های‌ عمومی‌ و تكثیر كناب‌ و نوشته‌ داشت‌، ناگهان‌ در فاصله زمانی‌ بسیار كوتاه‌، صاحب‌ موفقیت‌ حیرت‌انگیزی‌ در تمام‌ زمینه‌ها شد.   در مدتی‌ حدود نیم‌ قرن‌، شهر اورمیه‌، گویی‌ دشتی‌ بود كه‌ مدرسه‌ از هر گوشه‌ و كنار آن‌ شكفته‌ می‌شد. طبق‌ گزارشی‌ كه‌ به‌ سال‌ تحصیلی‌ 1906 م‌. (1283 ه.ش‌.) در مجله «كوخوا» (ستاره‌) چاپ‌ شده‌، در شهر اورمیه‌ و روستاهای‌ آشوری‌نشین‌ آن‌، 201 مدرسه‌ دایر بوده‌ و تعداد كلّ دانش‌آموزانی‌ كه‌ در این‌ مدارس‌ به‌ تحصیل‌ اشتغال‌ داشتند، جمعاً به‌ 5084 نفر می‌رسید. این‌ روزنامه‌ در پایان‌ گزارش‌ خود، جامعه‌ را به‌ خاطر كم‌توجهی‌ به‌ امر آموزش‌ و استقبال‌ نه‌ چندان‌ گرم‌ از اعزام‌ فرزندان‌ خود به‌ مدارس‌، مورد سرزنش‌ قرار می‌دهد.   علاوه‌ بر خود شهر، كه‌ صاحب‌ چندین‌ مدرسه ابتدایی‌ و متوسطه‌ بود، در هر یك‌ از روستاها حداقل‌ یك‌ تا سه‌ باب‌ مدرسه‌ وجود داشت‌. این‌ تعداد مدرسه‌، تنها در شهر اورمیه‌، زمانی‌ وجود داشت‌ كه‌ شمار مدارس‌ در سایر نقاط‌ كشور بسیار محدود بود.

علاوه‌ بر مدارس‌ ابتدایی‌ و متوسطه‌، در شهر اورمیه‌ دانشگاهی‌ توسط‌ كلیسای‌ انجیلی‌ پرِزبیتِری‌ آشوری‌ دایر شده‌ بود، كه‌ به‌ نام‌ «كالج‌ قلعه‌» معروف‌ بود. در این‌ دانشگاه‌، علوم‌ پزشكی‌، ریاضیات‌، فلسفه‌، علوم‌ الهی‌، ادبیات‌ و علوم‌ تربیتی‌ تدریس‌ می‌شد.

تا قبل‌ از جنگ‌ جهانی‌ اول‌، تعداد پزشكان‌ فارغ‌التحصیل‌ این‌ دانشگاه‌ كه‌ در اورمیه‌، سلماس‌، سولدوز، مراغه‌، تبریز و سایر شهرهای‌ آذربایجان‌ به‌ طبابت‌ مشغول‌ بودند، از پنجاه‌ نفر تجاوز می‌كرد. بعضی‌ از آنها تا سال‌های‌ 1950 م‌. (1329 ه.ش‌.) در اورمیه‌ و تبریز و اردبیل‌ مشغول‌ به‌ كار بوده‌ و مطب‌شان‌ مورد استقبال‌ بیماران‌ بود. برخی‌ از این‌ پزشكان‌ از طرف‌ والی‌ها و یا ولیعهد، فرمان‌ و لقب‌ خاصی‌ گرفته‌ بودند.

گذشته‌ از مدارس‌ فوق‌الذكر، در شهر اورمیه‌ مدرسه دخترانه‌ای‌ وجود داشت‌ كه‌ تحت‌ عنوان‌ «فیسك‌ سِمینِری‌» (به‌ نامِ «خانم‌ فیدلیا فیسك‌» از مبشّران‌ كلیسای‌ انجیلی‌ پرزبیتری‌ آشوری‌) معروف‌ بود. تعداد زیادی‌ از دختران‌ شهری‌ و روستایی‌ آشوری‌ در این‌ مدرسه‌ به‌ تحصیل‌ مشغول‌ بودند. فارغ‌التحصیلان‌ این‌ مدرسه‌، بعداً خود مدیران‌ و آموزگاران‌ سایر مدارس‌ شده‌ و به‌ تعلیم‌ دانش‌آموزان‌ اشتغال‌ ورزیدند.

گذشته‌ از این‌ مدارس‌ كلیسای‌ انجیلی‌ كه‌ به‌ میسیون‌ آمریكایی‌ وابسته‌ بودند، تعدادی‌ مدرسه ابتدایی‌ توسط‌ سایر فرقه‌های‌ مسیحی‌ مانند كلیسای‌ كاتولیك‌ و كلیسای‌ ارتدكس‌ در اورمیه‌ و سلماس‌ و حومه آن‌ شهرها تأسیس‌ شده‌ بود.

برای‌ تهیه كتاب‌های‌ درسی‌ و انتشارات‌ مختلف‌، از جمله‌ روزنامه‌ و مجله‌، و نیز تهیه‌ و انتشار كتاب‌مقدس‌ و كتب‌ مورد استفاده كلیساها، تعدادی‌ چاپخانه‌ با حروف‌ آشوری‌ و انگلیسی‌ و فارسی‌ تأسیس‌ شد.

تا قبل‌ از آمدن‌ مبشّران‌ پروتستان‌، كتب‌ مقدس‌ و سایر كتاب‌های‌ مذهبی‌ به‌ زبان‌ ادبی‌ آشوری‌ (سریانی‌ یا آرامی‌) بود و تنها مقامات‌ روحانی‌ می‌توانستند آنها را بخوانند و بفهمند. مردم‌ عادی‌ عموماً از خواندن‌ و نوشتن‌ زبان‌ ادبی‌ عاجز بودند. لكن‌ با آمدن‌ مبشّران‌ پروتستان‌، هم‌ كتاب‌مقدس‌ و هم‌ كتب‌ مذهبی‌ دیگر و سایر انتشارات‌ مذهبی‌ و غیرمذهبی‌ به‌ زبان‌ محاوره‌ یا زبان‌ روزمره مردم‌ ترجمه‌ و چاپ‌ شد. زبان‌ محاوره‌ تا آن‌ زمان‌ به‌ صورت‌ زبان‌ متداول‌ ادبی‌، مورد استفاده‌ قرار نگرفته‌ بود. با تأسیس‌ چاپخانه‌ها و ریختن‌ حروف‌ جدید و تهیه دستور زبان‌ برای‌ گویش‌ روزمره‌، پدیده جدیدی‌ به‌ وجود آمد كه‌ راه‌ را برای‌ انتشار سریع‌ و آسان‌ فرهنگ‌ و دانش‌ مدرن‌ هموار كرد.

از سال‌ 1849 م‌. (1228 ه.ش‌.)، اولین‌ روزنامه‌ به‌ نام‌ «زاهریرا دْباهرا» (پرتو روشنایی‌) توسط‌ كلیسای‌ انجیلی‌ آشوری‌ اورمیه‌ انتشار یافت‌.

بعد از آن‌، دو كلیسای‌ دیگر دست‌ به‌ انتشار روزنامه‌ زدند. یكی‌ از این‌ نشریات‌، «قَلا دشرارا» (ندای‌ حقیقت‌) از 1897 تا 1915 م‌. (1276 تا 1294 ه.ش‌.)، و دیگری‌ «اورمی‌ اورتودوكسِتا» (اورمیه ارتدكس‌) از 1904 تا 1915 م‌. (1283 تا 1294 ه.ش‌.) بود. در سال‌ 1906 م‌. (1285 ه.ش‌.)، روزنامه دیگری‌ به‌ نام‌ «كوخوا» (كوكب‌ یا ستاره‌) انتشار یافت‌ كه‌ بسیار حرفه‌ای‌ و صاحب‌ اعتبار بود و به‌ هیچ‌ یك‌ از كلیساها وابستگی‌ نداشت‌. این‌ روزنامه‌، نخستین‌ نشریه مستقل‌ و ملّی‌ آشوریان‌ در سراسر جهان‌ بود كه‌ با اتكا به‌ توانایی‌ حرفه‌ای‌ هیأت‌ تحریریه‌ و زیر نظر سردبیر تحصیل‌كرده روزنامه‌نگاری‌، اداره‌ می‌شد.

انتشار این‌ چهار نشریه بزرگ‌ و چاپ‌ ده‌ها نوع‌ كتاب‌ درسی‌ دانشگاهی‌ و سایر سطوح‌ تحصیلی‌، زمانی‌ در اورمیه‌ صورت‌ گرفت‌ كه‌ وجود مجله‌ و روزنامه‌ و كتاب‌ در سراسر ایران‌ محدود بود و تولیدات‌ ادبی‌ آشوریان‌ اورمیه‌ در قیاس‌ با سایر شهرهای‌ ایران‌ در سطح‌ بالاتری‌ قرار داشت‌. درست‌ است‌ كه‌ مبشّران‌ خارجی‌ در شروع‌ این‌ نهضت‌ ادبی‌ و صنعت‌ چاپ‌ و انتشار پیش‌قدم‌ بودند، ولی‌ طولی‌ نكشید كه‌ تحصیل‌كردگان‌ آشوری‌ تمام‌ فعالیت‌ها را در كف‌ توانای‌ خود گرفتند. تعداد زیادی‌ از محصولات‌ ادبی‌ و انتشاراتی‌ آشوری‌ و نیز سایر مدارك‌ مربوط‌، در مراكز متعلق‌ به‌ مبشّران‌ مسیحی‌ و در كتابخانه‌های‌ معتبر از جمله‌ كتابخانه «آشور بانیپال‌» (از تشكیلات‌ مؤسسه "اتحادیه جهانی‌ آشوری‌ها" واقع‌ در شهر شیكاگوی‌ آمریكا) موجود می‌باشند.

منبع : کتاب آشوریان ایران، ملتی که باید از نو شناخت