مقایسه ای میان كلیساهای ارمنیان و آشوریان در استــان آذربایجان غربی

مقدمه

ویژگی های معماری هر قوم و ملتی برخاسته از عقاید مذهبی، فرهنگ و باورهای آنان است و بدون شناخت ویژگی های قومی ـ مذهبی یك سرزمین شناخت و تحلیل معماری آن سرزمین امکان پذیر نیست. بنابراین برای بررسی و مقایسۀ كلیساهای ارمنیان و آشوری ها در شمال غربی ترین استان كشور لازم است در ابتدا مروری كلی بر پیشینۀ تاریخی و مذهبی ارمنیان و آشوری ها و سابقۀ استقرارشان در سرزمین ایران داشته باشیم. هر چند در شماره های قبلی فصلنامۀ پیمان در خصوص پیشینۀ تاریخی و مذهبی ارمنیان مباحثی تخصصی مطرح شده به دلیل آنکه در این نوشتار قصد داریم مقایسه ای کنیم میان کلیساهای ارمنیان و آشوریان تکرار پاره ای از این مباحث ضروری به نظر می رسد. لذا پس از مروری بر پیشینۀ تاریخی و مذهبی این دو قوم نمونه های موردی كلیساهای ارمنیان و آشوری ها را بررسی خواهیم کرد تا به امید خدا در شماره های آتی به مقایسۀ جزئی تر آنها و دلایل این تفاوت ها بپردازیم.

پیشینۀ تاریخی و مذهبی آشوریها

((آشوری ها که در قرن سیزدهم ق م فرمانروایی برسرزمین بین النهرین را به دست گرفتند به هیچ وجه تازه واردان به منطقه نبودند. آنها قدیمی ترین ساکنان بین النهرین بودند و از این لحاظ مقدم بر همۀ مردمانی بودند که درطول دو هزار سال گذشته بر بین النهرین تسلط یافتند.

((در یک لوح گلی بر جای مانده از قرن هشتم قبل از میلاد فهرستی از نام بیش از یکصد و شانزده پادشاه آشور (از سه دورۀ آشور قدیم، آشور میانی و آشور جدید ) به ثبت رسیده است. البته، این به این معنی نیست که آشور همیشه استقلال داشته است بلکه بر عکس آنها در طول حیات طولانی خود تنها دوره های کوتاهی را با استقلال به فرمانروایی پرداختند. آشور و نینوا بارها زیر سلطۀ حکومت های بیگانه بوده و اکدی ها و سومری ها بارها آشور و نینوا را در اشغال خود داشته اند)).[2]

((امپراتوری قدرتمند آشور سرانجام در سال612 ق م در برابر اتحاد مادها و سکاها،که از مدت ها پیش سرزمین آنها را تهدیدکرده بودند، تاب مقاومت نیاورد و از پای درآمد. اندک زمانی پیش از آن یک نظامی کلدانی به نام نبوپولاسر در جنوب اعلام استقلال کرد و خود را پادشاه بابل خواند)).[3]

((آشوری ها پس از سقوط نینوا و انقراض امپراتوری آشور در منطقۀ بین النهرین، سوریه، ایران و سایر کشورهای منطقه پراکنده شدند)).[4]

((قسمت غربی سرزمین آشور به دست بابلی ها و قسمت شرقی، که شامل قلب امپراتوری آشور؛ یعنی، شهر آشور کهن می باشد، به دست مادها افتاد.

((از سال 612 ق م؛ یعنی، تاریخ سقوط نینوا تا تولد عیسی مسیح، که در حدود 600 سال می باشد، در تاریخ به عنوان دورۀ سکوت یاد می شود چرا که هیچ سند یا مدرک علمی دال بر موجودیت قوم آشور در این دوره وجود ندارد)).[5]

با ظهور مسیحیت در 45میلادی مارادی و مارمری، که جزو شاگردان هفتادگانۀ مسیح بودند، این آیین را وارد شمال بین النهرین و سرزمین های اطراف آن کردند. فرقه های مذهبی آشوری ها در حال حاضر شامل سریانی ها، یعقوبی ها، نسطوری ها، کلدانی ها و مارونی ها هستند.

((سریانی ها همان آشوری هایی بودند که در شمال عراق و سوریه ساکن گشته و بر خود نام آرامی نهادند و پس از گرویدن به دین مسیحیت در سدۀ دوم و سوم میلادی خود را ,سریانی یا سوریایا؛ یعنی، مردم کشور سوریه نامیدند و آشوری های غیر مسیحی سوریه را آرامایا، نامیدند تا از آنها متمایز گردند)).[6]

در طی سده های سوم و هفتم میلادی بحث دربارۀ سرشت مسیح و مادر او مریم و پاره ای بهانه های سیاسی دیگر پیروان کلیسای سریانی زبان (آشوری) را به فرقه های یعقوبی، مارونی و نسطوری تقسیم کرد.

((آشوری های ساکن شمال غرب ایران پیرو فرقۀ نسطوری می باشند. نسطوریان از پیروان نسطوریوس یونانی الأصل شامی بوده اند که در 428میلادی به مقام اسقف اعظمی قسطنطنیه رسید. نسطوریوس معتقد به انفصال مطلق بین جنبۀ الهی و بشری حضرت مسیح بود. این عقیده به نسطوریت موسوم گردید زیرا شخص نسطوریوس تعلیم دهندۀ آن بود.

((این اعتقادات در شهر اورهای (ادسا)، در مدرسه ای که برای تدریس علم الهی تأسیس شده بود، طرفداران زیادی پیدا کرد و در اندک زمانی پیروان بی شماری یافت. کلیسای روم ( کلیسای کاتولیک ) در سال 431میلادی شورای افسس را تشکیل داد و نسطوریوس را از مقام خویش عزل و وی را مرتد خواند. در 457میلادی شورشی بر علیه نسطوریان به وقوع پیوست و بسیاری از نسطوریان اورهای به ایران پناهنده شدند)).[7]

((شکاف بین نسطوری ها و کلیسای روم در دوره های تاریخی مختلف عمیق تر شد و در نهایت آشوریان ایران، که پیرو فرقۀ نسطوری بودند، در نتیجۀ آزار و اذیتی که پیوسته در اثر تیرگی روابط ایران و روم گریبانگیرشان می شد تصمیم گرفتند کلیسای خود را از کلیسای روم جدا سازند تا سوءظن شاهنشاهان ساسانی و مغان زرتشتی رفع شود. از این رو، در 424 میلادی شورایی به ریاست اسقف اعظم پاتریارک به نام شورای , دادیشوع، با حضور30 اسقف تشکیل و رسماً کلیسای ایران از کلیسای روم مستقل شد و به نام کلیسای شرق بنیان شد. بدین ترتیب نسطوریت مذهب رسمی کلیسای شرق گردید و از آن تاریخ تا زمان محمد شاه قاجار همۀ آشوری های ایران تابع اعتقادات نسطوری و معروف به کلیسای نسطوری بودند)).[8]

با ورود مبلغان اروپایی و امریکایی به ایران از 1841م مذاهب کاتولیک، پروتستان و ارتدکس در میان آشوری های شمال غرب ایران خصوصاً شهر ارومیه تبلیغ شد و هر کدام از این مذاهب گروهی را جلب و تابع اعتقادات خود ساختند. آشوری هایی که هنوز در اعتقادات خود استوار مانده و به هیچ کدام از مذاهب فوق نپیوسته اند نسطوری نامیده می شوند و رهبران دینی آنان کلیسای خود را کلیسای شرق آشور می خوانند.

پیشینۀ تاریخی و مذهبی ارمنیان

سرزمینی که از اوایل سدۀ نهم ق م اورارتو نامیده می شد به لحاظ موقعیت جغرافیایی بین سرچشمه های دجله و فرات و در منطقه ای میان دریاچه های وان، سوان و ارومیه قرارداشت.

در طی حکومت سیصد سالۀ اورارتو ها، آشوری ها بارها به کشور اورارتو یورش بردند. اورارتو ها طی سال های733 – 832 ق م قوی تر شدند و قسمت عظیمی از سرزمین آشور به دست آنان افتاد ولی زمانی که مجدداً آشوری ها قدرت خود را باز یافتند اورارتوها همه چیز را از دست دادند.

((در ترکیب کشور اورارتو سرزمین های زیادی با حفظ سلسله های حکومتی خویش شرکت داشتند و بسیاری از آنها در جغرافیای تاریخی ارمنستان در قرون وسطی عناوین خود را حفظ کرده اند. جالب توجه است که عناوین دوران اورارتویی در مناطقی محفوظ مانده است که در زندگی سیاسی ارمنستان از آغاز تشکیل دولت آن تأثیرعمده ای داشته اند)).[9]

((در منابع سنگ نوشتۀ آشوری مربوط به اوایل قرن دوازدهم پیش از میلاد دربارۀ پاره ای از قبایل ارمنی زبان هند و اروپایی ساکن در جوار سرزمین های حوری ها؛ یعنی، مناطق واقع درجنوب غربی کوهستان های ارمنستان گزارش هایی داده شده است. این قبایل بعدها در منابع یونانی آرمن ها نامیده شده اند. بدین گونه این قبایل ماقبل ارمنی؛ یعنی، اجداد بلافصل ارمنیان از قرن دوازدهم پیش از میلاد در سرزمین های پهنا پهن گسترده از حاشیۀ رود فرات تا کوهستان ساسنا می زیسته اند و در اینجا با اجداد حوری ها و حتی لوویامی ارمنیان ارتباط داشته اند. از آن پس ساکنان این مناطق راه اختلاط و ادغام زبانی قومی را در پیش می گیرند و روند تشکیل ملت یکپارچۀ ارمنی را آغاز می کنند)).[10]

((در اوایل ظهور مسیحیت ارمنیان ساکن ارمنستان و مناطقی از شمال غرب ایران آشنایی مختصری با تعلیمات دینی مسیح پیدا کرده بودند. پس از مصلوب شدن حضرت مسیح و معراج وی توماس حواری تادئوس، یکی دیگر از حواریون، را به شهر یدیسا فرستاد چرا که قبل از مصلوب شدن عیسی مسیح آبکار، پادشاه ارمنستان، از عیسی مسیح دعوت به عمل آورده بود. با سفر تادئوس به ارمنستان آبکار و بسیاری از مردم شهر یدیسا به آیین مسیح گرویدند ولی پس از مرگ آبکار و سلطنت خواهر زاده اش، ساندروک، وی به مخالفت با مسیحیت پرداخت و در نهایت، تادئوس قدیس را به شهادت رساند. مردم ارمنستان به مدت 300 سال در خفا به تبلیغ دین مسیحیت پرداختند تا اینکه در 301 میلادی با کوشش گریگور روشنگر و حمایت تیرداد، پادشاه اشکانی تبار ارمنستان، مسیحیت دین رسمی کشور ارمنستان اعلام گردید و ارمنیان به دین مسیح گرویدند)).[11]

((دو سال بعد گریگور لوساوریچ اولین کلیسای ارمنیان را در شهر اجمیادزین نزدیک شهر ایروان بنا کرد که می توان آن را اولین کلیسای رسمی جهان مسیحیت نامید و به نام وی مذهب ارمنیان گریگوری یا گریگورین نامیده شد)).[12]

((تا سده های چهارم و پنجم میلادی روحانیون ارمنی در مجمع های مسیحیان جهان شرکت می کردند و از مصوبات آن مجمع پیروی می کردند. مجامع بزرگ مسیحیان جهان در سال های 325،381،431 میلادی تشکیل گردید. آخرین مجمعی که روحانیون ارمنی در آن شرکت کردند مجمع سال 431 میلادی در شهر افسوس در آسیای صغیر بود)).[13]

((در دورۀ استیلای مغول چون بین واتیکان و دربار هلاکوخان روابط سیاسی برقرار شد لذا نمایندگان روحانی واتیکان یکی پس از دیگری به ایران گسیل شدند. در این زمان، که مصادف با سدۀ 13 و 14 الی نیمۀ دوم قرن 15 میلادی است، نخست مسیونرهای فرانسیسکوها و دومینیکن ها و بعدها کارملیت ها (فرقه های مختلف مذهب کاتولیک و کلیسای روم) به سلطانیه و سپس به شهرهای مراغه و تبریز آمدند و از آنجا راهی شمال غرب آذربایجان؛ یعنی، منطقۀ ماکو و کلیسای تادئوس مقدس شدند و هم زمان درآن ناحیه نزدیک آبادی بارون (لقب نجبا و فئو دال های اروپایی که از آن زمان مانده است) دیر مریم مقدس معروف به کلیسای زرزر و مدرسۀ دینی به وجود آمد)).[14] از این دوره، علاوه بر مذهب گریگوری، فرقه های مختلف مذهب کاتولیک نیز در میان ارمنیان رواج یافت.

از دیگر تحولات تاریخی مهم ارمنیان باید به کوچ اجباری آنها در فاصلۀ سال های 1602 تا 1620م اشاره کرد.

در بررسی معماری كلیساهای ارمنیان و آشوری ها نمونه هایی موردی را از كلیساهای ارمنی و آشوری متعلق به قرون اولیۀ مسیحیت، سده های میانی وسدۀ هجدهم تا نوزدهم میلادی معرفی خواهیم کرد و سپس به مقایسۀ این نمونه ها می پردازیم.

كلیساهای آشوری

كلیسای مارسركیس ارومیه

این كلیسا در دامنۀ كوه سیر، در روستایی به همین نام، درحومۀ جنوب غربی ارومیه، واقع شده است. این بنا با توجه به شیوۀ معماری و بنابر روایت های مورخان آشوری بنایی است متعلق به دورۀ ساسانی كه درزمان خسرو پرویز به مناسبت غلبۀ ایران بر رومیان به دستور همسرخسرو پرویز ساخته شده است. همه ساله در فصل تابستان آشوری ها به زیارت این كلیسای تاریخی می روند.

كلیسای مارسركیس پلانی مستطیل شكل به ابعاد 5/16 در 5/10 متر دارد و تمام مصالح به كار رفته در آن سنگ است. پلان بنا كشیدگی شرقی ـ غربی دارد و ورودی بنا در ضلع جنوبی پلان واقع شده است. از این ورودی می توان به تالار نیایش راه یافت. این تالار پلانی به ابعاد 5/9 در 5/4 متر و سقفی رفیع به ارتفاع هفت متر با قوس مازه دار دارد و با مصالح سنگ بر روی دیوارهای قطور سنگی ساخته شده است. محراب كلیسا با سه پله اختلاف سطح در ضلع شرقی تالار قرار گرفته و در پشت محراب نیز اتاقكی واقع شده كه دسترسی به آن از تالار امكان پذیر است. تالار دوم كلیسا، كه از طریق تالار اول می توان به آن دسترسی یافت، به موازات تالار قبلی و به ابعاد 5/9 در3 متر با همان پوشش سقف بنا شده است.

نمای خارجی کلیسای مارسرکیسارومیه

نمای داخلی کلیسای مارسرکیسارومیه

نمای خارجی کلیسای مارسرکیسارومیه  

نمای داخلی کلیسای مارسرکیسارومیه   

كلیسای پطروس پولس ارومیه

كلیسای پطروس پولس در هشت كیلومتری شرق ارومیه در روستای كلیسا كندی واقع شده و قدمت آن به قرن هشتم میلادی می رسد. پلان این بنا دارای دو بخش اصلی و الحاقی است. بخش اصلی پلانی مستطیل شكل به ابعاد 17در 5/6 متر دارد. كشیدگی آن شرقی ـ غربی است و محراب با سه پله اختلاف سطح در ضلع شرقی و ورودی در ضلع جنوبی پلان تعبیه شده است. پوشش سقف تالار اصلی طاق گهواره ای با قوس مازه دار و مصالح سنگ است. در پشت محراب نیز اتاقی با پوشش گنبدی واقع شده است. در ضلع جنوبی پلان ، فضاهایی شامل ورودی، دو اتاق و پله های دسترسی به پشت بام را در دوره های بعد به بنا اضافه کرده اند.

 نمای خارجی کلیسای پطروس پولسارومیه

نمای داخلی کلیسای پطروس پولسارومیه

 نمای خارجی کلیسای پطروس پولسارومیه 

نمای داخلی کلیسای پطروس پولسارومیه  

كلیسای مارگیورگیز ارومیه

در ده كیلومتری جنوب شرقی ارومیه، در روستای گلپرچین، سه كلیسای آشوری مارگیورگیز، مریم و مهیون واقع شده اند كه قدمت آنها به قرن نوزدهم میلادی (قاجاریه) می رسد. كلیسای مارگیورگیز درحاشیۀ جادۀ اصلی روستا واقع شده. این بنا پلانی مستطیل شكل به ابعاد 16 در 6/8 متر با كشیدگی شرقی ـ غربی دارد. محراب درضلع شرقی و ورودی و برج ناقوس در ضلع جنوبی پلان واقع شده اند. محراب كلیسا اتاقی به ابعاد 8/6 در 3 متر است كه با یك پله اختلاف سطح با طاق نمایی به عرض سه متر به تالار نیایش راه می یابد. در داخل این اتاق نیز جایگاه اصلی با یك پله اختلاف سطح تعبیه شده است. مصالح به كار رفته در قسمت اصلی بنا خشت با سقف تیرچوبی و پوشش شیروانی و در قسمت برج ناقوس آجر است. نمای داخلی بنا با اندود گچ و نمای خارجی با اندود كاهگل پوشانده شده است.

 

 

كلیساهای ارمنی

قره كلیسا (كلیسای تادئوس قدیس) 

قره كلیسا یا كلیسای تادئوس قدیس درشمال غربی دشت چالدران، درمجاورت روستای كلیسا كندی، واقع شده است و قدمت آن، بنابه روایت موسس خورناتسی، مورخ مشهور ارمنیان، به قرون اولیۀ میلادی می رسد. قره كلیسا را بر روی آرامگاه تادئوس، از مبشران دین مسیحیت، ساخته اند. این كلیسا در 1391م دراثر زلزله ویران شد و پس از آن اسقف وقت، زاكاریا، طی ده سال آن را بازسازی کرد. در زمان ولایت عهدی عباس میرزای قاجار بخش دیگری به ضلع غربی بنا اضافه شد. پلان بنا تركیبی از شکل بازیلیك و چلیپاست كه از تركیب دو بخش قدیمی و جدید به وجود آمده است. محراب با یك متر اختلاف سطح با اتاق های دو طرف در ضلع شرقی و ورودی در ضلع غربی پلان قرار گرفته است. بخش قدیمی با سنگ های سیاه آذرین ساخته شده است و گنبدی دوازده ترك دارد. بخش جدید را نیز با سنگ های سفید حجاری شده ساخته اند. این بخش دارای سه ورودی در اضلاع شمالی، جنوبی و غربی است كه ورودی ضلع غربی ورودی اصلی بنا محسوب می شود و بر سردر آن كتیبۀ عباس میرزا نصب شده است. برج ناقوس این ورودی را در سال های اخیر بازسازی کرده اند. تزیینات بنا شامل حجاری های نماهای خارجی با نیم ستون های برجسته، طاق نماها، نقش های گل و بوته، هندسی و حیوانات و چهره های حجاری شده به صورت فرشتگان و قدیسان است. اطراف كلیسا را حصاری تدافعی با حجره هایی در پیرامون و تأسیساتی در گوشۀ جنوب غربی آن محصور کرده است. این اثر به تازگی درفهرست میراث جهانی به ثبت رسیده است.

  نمای خارجی قره کلیسا

  نمای داخلی قره کلیسا

  نمای خارجی قره کلیسا

  نمای داخلی قره کلیسا

كلیسای قره باغ ارومیه

كلیسای قره باغ در هفتاد كیلومتری شمال شرقی ارومیه، در روستایی به همین نام، واقع شده است و قدمت آن با مقایسه با نمونه های مشابه به قرن سیزدهم میلادی می رسد. بنا پلانی مستطیل شكل به ابعاد 15 در 12 متر دارد. كشیدگی پلان شرقی ـ غربی است و محراب در ضلع شرقی و ورودی در ضلع جنوبی تعبیه شده. اتاق های دو طرف محراب نیز در دو ضلع شمالی و جنوبی محراب قرار دارند. پلان بنا را به شکل بازیلیك با چهار ستون سنگی مربع شكل طراحی کرده اند كه طاق هایی رومی با سنگ تراش دار و گنبد هایی پوششی با قلوه سنگ بر آنها استوار شده است. دیوارهای جانبی را نیز با سنگ های تراش دار و قلوه سنگ ساخته اند. نمای داخلی بنا، در حال حاضر، فاقد هر گونه تزیینی است ولی با توجه به شواهد به جای مانده نماهای داخلی قبلاً اندود گچ داشته اند.

 نمای خارجی کلیسای قره باغ ارومیه

  نمای داخلی کلیسای قره باغ ارومیه

 نمای خارجی کلیسای قره باغ ارومیه

  نمای داخلی کلیسای قره باغ ارومیه

كلیسای آخته خانۀ سلماس

قدمت این كلیسا، که در جنوب غربی شهر سلماس واقع شده، به قرن نوزدهم میلادی می رسد. بنا پلانی مستطیل شکل با كشیدگی شرقی ـ غربی به شکل بازیلیك دارد و چهار ستون مدور آجری پلان را به سه ناو تقسیم کرده اند که سه گنبد پوششی ناو میانی و طاق های گهواره ای ناوهای دو طرف بر آنها استوار شده. محراب در ضلع شرقی و ورودی در ضلع غربی پلان قرار گرفته است. مصالح عمدۀ به كار رفته در بنا عبارت اند از سنگ لاشه و آجر. نماهای داخلی نیز با اندود گچ پوشیده شده اند.

نمای خارجی کلیسای آخته خانۀسلماس

نمای داخلی کلیسای آخته خانۀسلماس

نمای خارجی کلیسای آخته خانۀسلماس 

نمای داخلی کلیسای آخته خانۀسلماس  

 

در ادامه ده نمونۀ موردی از هریك از كلیساهای ارمنی و آشوری را انتخاب و ویژگی های معماری هر دسته را در جدول هایی جداگانه مقایسه کرده ایم.

جدول 1 مشخصات معماری كلیساهای آشوری

ردیف

نام

كلیسا

قدمت

شکل نقشه

وضعیت محراب

موقعیت ورودی

پوشش سقف

مصالح به كار رفته

1

مار سركیس

(سیر)

قرون اولیۀ میلادی

تك ناوی با دو تالار نیایش به موازات هم

محراب هر تالار در ضلع شرقی با اتاقی در پشت آن

در ضلع جنوبی

طاق گهواره ای با قوس مازه دار

سنگ

 

2

حضرت مریم ارومیه

قرون اولیۀ میلادی

تك ناوی

در ضلع شرقی با یک اتاق در پشت آن

در ضلع جنوبی

طاق گهواره ای

سنگ

 

3

ماریوخنه گولان

قرون اولیۀ میلادی

تك ناوی

در ضلع شرقی با دو اتاق در پشت آن

در ضلع جنوبی

طاق گهواره ای با قوس مازه دار

سنگ

 

4

مارتوما

(بالولان)

قرن هفتم میلادی

تك ناوی

در ضلع شرقی با دو اتاق در پشت آن

در ضلع جنوبی

طاق گهواره ای با قوس مازه دار

سنگ

 

5

پطروس پولس

قرن هشتم میلادی

تك ناوی

در ضلع شرقی با یک اتاق در پشت آن

در ضلع جنوبی

طاق گهواره ای با قوس مازه دار

سنگ

 

6

مارقویاقوس كهنه شهر

قرن دوازدهم میلادی

تك ناوی

در ضلع شرقی با یک اتاق در پشت آن

در ضلع جنوبی

طاق گهواره ای

سنگ

 

7

مارگابریل (اردوشاهی)

قرن هیجدهم میلادی

بازیلیك (سه ناوی)

در ضلع شرقی

در ضلع جنوبی

طاق و گنبد

آجر

 

8

مار گیورگیز

(گلپرچین)

قرن نوز

دهم میلادی

تك ناوی

در ضلع شرقی

در ضلع جنوبی با برج ناقوس

تخت

خشت و آجر

 

9

آده

قرن نوزدهم میلادی

بازیلیك (سه ناوی)

در ضلع شرقی با یک اتاق در پشت آن

در ضلع جنوبی

تخت

آجر

 

10

سپورغان

قرن نوزدهم میلادی

بازیلیك و چلیپا

در ضلع شرقی با دو اتاق در پشت آن

در ضلع غربی با برج ناقوس

تخت

آجر

 

با بررسی و تحلیل جدول فوق می توان در خصوص ویژگی های معماری كلیساهای آشوری استان آذربایجان غربی چنین نتیجه گرفت:

  1. الگوی اولیۀ نقشۀ كلیساهای آشوری عموماً به صورت تالار نیایشی تك ناو با محراب در ضلع شرقی (با چند پله اختلاف سطح) و اتاقی در پشت محراب است. پوشش سقف تالار نیایش در این کلیساها طاق گهواره ای دارد و پوشش سقف اتاق پشت محراب گنبدی شكل است. ورودی در ضلع جنوبی تعبیه شده و مصالح به كار رفته عموماً سنگ است.
  2. در سده های میانی (قرن هفتم تا سیزدهم میلادی) همان الگوی اولیه رعایت شده اما در مواردی اتاق پشت محراب را به دو اتاق تبدیل و علاوه بر سنگ از آجر نیز برای ساخت کلیسا استفاده کرده اند.
  3. در سـده های اخیـر میلادی تغییراتی اصلی در الگوی اولیـه مشاهده مـی شود. در كلیساهای سپورغان، مارگابریل و آده الگوی پلان به بازیلیك تغییر یافته است. در دو مورد ورودی در ضلع غربی تعبیه شده و در دو مورد نیز برج ناقوس را به طرح ورودی بنا اضافه کرده اند. پوشش سقف تخت و مصالح به كار رفته به مصالح بوم آورد خصوصاً آجر، خشت و چوب تبدیل شده است.

جدول2 مشخصات معماری كلیساهای ارمنی

ردیف

نام كلیسا

قدمت

شکل نقشه

وضعیت محراب

موقعیت ورودی

پوشش سقف

مصالح به كار رفته

1

قره كلیسا

قرون اولیۀ میلادی

بازیلیك و چلیپا

در ضلع شرقی با دو اتاق دردو طرف

در ضلع غربی با برج ناقوس

طاق و گنبد با دو گنبد مركزی

سنگ

2

سورپ سركیس خوی

قرن نهم تا هفدهم میلادی

بازیلیك (سه ناوی)

در ضلع شرقی با دو اتاق در دو طرف

در ضلع غربی و جنوبی

طاق و گنبد

سنگ و آجر

3

مهلذان خوی

قرن سیزدهم تا هفدهم میلادی

بازیلیك (سه ناوی)

در ضلع شرقی با دو اتاق در دو طرف

در ضلع

غربی

طاق و گنبد با گنبد مركزی

سنگ و آجر

4

قریس خوی

قرن چهاردهم میلادی

بازیلیك (سه ناوی)

در ضلع شرقی با دو اتاق در دو طرف

در ضلع غربی

طاق و گنبد

سنگ

5

فنایی خوی

قرن سیزدهم تا چهاردهم میلادی

بازیلیك (سه ناوی)

در ضلع شرقی با دو اتاق در دو طرف

در ضلع غربی

طاق و گنبد

سنگ

6

زرزر

قرن چهاردهم تا پانزدهم میلادی

چلیپا

در ضلع شرقی

در ضلع غربی

گنبد

سنگ

7

قره باغ ارومیه

 

قرن چهاردهم تا هفدهم میلادی

 

بازیلیك (سه ناوی)

 

در ضلع شرقی با دو اتاق در دو طرف

 

در ضلع غربی

 

طاق و گنبد

 

سنگ

 

8

هفتوان سلماس

قرن هشتم تا یازدهم میلادی

بازیلیك (سه ناوی)

در ضلع شرقی با دو اتاق در دو طرف

در ضلع غربی

طاق و گنبد با گنبد مركزی

سنگ

9

قزلجه سلماس

قرن شانزدهم میلادی

بازیلیك (سه ناوی)

در ضلع شرقی با دو اتاق در دو طرف

در ضلع غربی

طاق و گنبد

سنگ و خشت

10

آخته خانۀ سلماس

قرن نوزدهم میلادی

بازیلیك (سه ناوی)

در ضلع شرقی با دو اتاق در دو طرف

در ضلع غربی

طاق و گنبد

سنگ و آجر

 

بررسی و تحلیل جدول فوق در خصوص ویژگی های معماری كلیساهای ارمنیان استان آذربایجان غربی حاکی از آن است که:

  1. الگوی اولیۀ پلان كلیساهای ارمنی بازیلیك یا چلیپا بوده است. در این کلیساها، محراب در ضلع شرقی (با چند پله اختلاف سطح) قرار گرفته و عموماً دو اتاق در دو طرف محراب تعبیه شده است. پوشش سقف بنا طاق و گنبد و گاهی همراه با گنبد مركزی است. غیر از كلیسای قره باغ، كه ورودی آن در ضلع جنوبی پلان واقع شده و كلیسای سورپ سركیس، كه دو ورودی آن در ضلع جنوبی و غربی قرار گرفته، ورودی سایر كلیساها در ضلع غربی پلان واقع شده است. مصالح مورد استفاده در این کلیساها عموماً سنگ است.
  2. در سده های میانی الگوی اولیۀ كلیساهای ارمنیان استان عموماً رعایت شده است.
  3. در سده های اخیر میلادی نیز الگوی اولیۀ كلیساهای ارمنیان را رعایت کرده اند و فقط مصالح بوم آورد مانند خشت و آجر جایگزین سنگ شده است.

پی نوشت ها:

  1. عضو هیئت علمی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری آذربایجان غربی.
  2. یوسف مجیدزاده، تاریخ و تمدن بین النهرین (تهران: امیرکبیر، 1380)، ص145. 
  3. همان، ص238.
  4. داوید پیراش، ششصد سال سکوت (بی جا: بی نا، بی تا)، ص12.  
  5. همان، ص8.  
  6. کورش هرمز نازلو، پیدایش فرق مذهبی در نزد آشوری ها (بی جا: بی نا، 1365)، ص1.
  7. همان، ص5.  
  8. همان، ص 6 و 8.        
  9. پیوتروفسکی، تمدن اورارتو، ترجمۀ حمید خطیب شهیدی ( تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1383)، ص 187.           
  10. احمد نوری زاده، تاریخ و فرهنگ ارمنستان ( تهران: چشمه، 1376)، ص 14 و 15.
  11. آندرانیک هویان، کلیساهای مسیحیان در ایران زمین ( تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1383)، ص 15.    
  12. شاهن هوسپیان، ((نگاهی مختصر به تاریخ کلیساهای ارمنیان در ایران))، پیمان، س7، ش27 (بهار1382) : 53.
  13. هویان، همان.          
  14. واروژان آراکلیان، ((تاریخچه و روند شکل گیری بناهای مذهبی ارمنیان در ایران))، در اولین کنگرۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران (1375)، مجموعه مقالات و سخنرانی های ارائه شده (تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور،[1375])، ج3: ارگ بم، ص 408.

منابع:

  • آراکلیان، واروژان. ((تاریخچه و روند شکل گیری بناهای مذهبی ارمنیان در ایران))، در اولین کنگرۀ تاریخ معماری و شهر سازی ایران(1375)، مجموعه مقالات و سخنرانی های ارائه شده، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور،[1375]، ج3: ارگ بم. بایگانی سازمان میراث فرهنگی آذربایجان غربی.
  • پیراش، داوید. ششصد سال سکوت [بی جا]: [بی نا]، [بی تا].          
  • پیوتروفسکی. تمدن اورارتو. ترجمۀ حمید خطیب شهیدی. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1383.
  • مجیدزاده، یوسف. تاریخ و تمدن بین النهرین. تهران: امیرکبیر، 1380، ج1و3.
  • نوری زاده، احمد. تاریخ و فرهنگ ارمنستان. تهران: چشمه، 1376، ج1.
  • هرمز نازلو، کورش. پیدایش فرق مذهبی در نزد آشوری ها. [بی جا]: [بی نا]، 1365.
  • هوسپیان، شاهن. ((نگاهی مختصر به تاریخ کلیساهای ارمنیان در ایران)). پیمان. س7، ش27. بهار 1382 : 52-68.
  • هویان، آندرانیک.کلیساهای مسیحیان در ایران زمین. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1383.

فصلنامه فرهنگی پیمان - شماره 44 - سال یازدهم