هنر آشور

دانشنامه: 

جهانگردانی که برای سیاحت،پای به خاک عراق‏ می‏نهند،شاید هرگز نتوانند حدس بزنند که‏ بیابانها،تپه‏ ها و تل هایی که در اطراف آنها به چشم‏ می‏خورد،روزگاری شهرهایی بزرگ و پررونق بوده‏ است.شاید آنها نتوانند حتی در خیال خود،تصور کنند بیابانی را که بر آن قدم گذاشته ‏اند،قرنها پیش،بازار یا معبد یک شهر متمدن بوده است.

حتی برای سیاحان آشنا به تاریخ آشور و کلده و بابل نیز این مسأله روشن نیست که در آن زمان چه‏ می‏گذشته است.مسافران زیادی که در قرون‏ گذشته همواره طول و عرض خاکهای بین النهرین را زیر پا نهاده‏اند ابدا فکر نمی‏کردند که از جایگاه دو مدینه عظیم«بابل و نینوا»چندان دور نیستند.

حتی بعضی از مسافران فضیلت مآب که بوسیلهء کتب مقدسه عهد عتیق از وجود این دو شهر آگاه‏ بودند و در پی تجسس کشف هویت واقعی این دو شهرها بودند چندین بار از فراز ویرانه‏های آن دو شهر گذشته بی‏آنه بدانند گمشده‏هایشان در همانجا زیر قدومشان مخفی است.در اثر مرور زمان و حفاری‏های بسیار،بالاخره معلوم گشت که‏ سرزمین بین‏النهرین همان سرزمین باستانی اقوام‏ هنرپرور بابل و آشور است.شاید اولین بار پل امیل‏ بوتا کنسول فرانسه شروع به کاوش و حفاری نمود و معلوم شد که آن تل( llaT )محل شهر«نینوا»همان‏ شهر قدیمی است.پس از کاوشهای پل امیل بوتا، در منطقه انگلیسی‏ها به سرپرستی هنری لایارد دنبالهء حفاری در نینوا را ادامه دادند و سپس راویلسن و دیگران بناهای فراوانی را از زیر خروارها خاک بیرون‏ آوردند و بوسیله نوشته‏ها و کتیبه‏ها و الواح گوناگون‏ بانی آنها و تاریخ‏بنا و معلومات دیگری را در اطراف‏ هر بنا کشف کردند.چنانچه تاریخ معماری آشور 2l را به شش دوره همراه با 6 کاخ بزرگ از شاهان‏ معروف تقسیم نموده که عبارتند از:

  1. در سال 870 قبل از میلاد آشور نازیر پال(قصه نمرود)
  2. در سال 715 قبل از میلاد قصر سارگون در خورس آباد
  3. در سال 690 قبل از میلاد قصر سناخریب‏ در کویونجیک(کویرنجیق)
  4. در سال 675 قبل از میلاد قصر آسارهادون‏ در خورس آباد
  5. در سال 660 قبل از میلاد قصر آشور بنی‏پال‏ 6-دوران قرن آشور نازیرپال و ساگونید که شبیه‏ به دوران مصر باستان است.

همانطور که می‏دانیم در مصر باستان معماری‏ روحانی معماری کشوری را تحت الشعاع خود قرار داده،حال اینکه در آشور وضع برخلاف آن بوده‏ است.در قصرهای آشوری که اساس معماری‏ آشوریان را شامل می‏شود تحولات اساسی بچشم‏ خورده که سیر این تحول و تطور هنر معماری را در معابد و پرستشگاههای آنان بوضوح مشاهده‏ می‏کنیم.هنر در بین النهرین چون هنر مصر کهنه و عتیق بنظر می‏آید.نژاد اولیهء آشوریها و بابلی‏ها که‏ افکار علم نجوم آن را سخت تحت تأثیر قرار داده‏ بود معماری را مطابق با اصول و اختراعات علم‏ نجوم دنبال می‏کردند.تصاویر و نقوش مختلف‏ ثابت می‏کنند که هنر معماری از قدیم الایام در سرزمین آشور هنری مهم و ارزنده بوده است.نقوش‏ متعددی چون نقشی که یکی از شاهان قدیم‏ سرزمین میان رودان را در یک حالت معماری نشان‏ می‏دهد مؤید این مطلب است که آثار قدیمی این‏ خطه که بی‏شک در آثار قوم کلده و آشور تأثیر بسزایی داشته‏اند از بین رفته است.معماری در سرزمین آشور شیوه‏ای خاص داشته و با اینکه تمدن‏ آن از قرون 12 قبل از میلاد شروع شده ولی بیشتر آثار هنری متعلق به قرون 9 تا 7 ق.م است.از آنجا که هنرمند معمار این دوره در پی این اندیشه‏ است که با گسترش فن مخصوص به خود به‏ ارزشهای تازه‏ای در معماری دست یابد از این زمان‏ است که برای خلق هرگونه آثار که بخواهد اصیل‏ بشمار آید در دست داشتن و پیروی کردن از قواعدی را ضروری می‏داند.هنرمند آشور نیک‏ می‏داند که هر بنا در موجودیت کالبدی خود دارای‏ دو بخش متفاوت می‏باشد.فضاهای داخلی و کاربردی که در آنها صورت می‏گیرد و شکل یا پوستهء خارجی که حجم بنا را محدود می‏کند و یا آنچه از آن بناها دیده می‏شود پس تناسب بخشیدن‏ به بنا و فضاها،زیبا نمودن اشکال و جلب توجه و جذاب نمودن آن از جمله کارهای ضروری هنرمند این عصر بحساب می‏آمده است.کاخ‏های مجلل‏ -قصرها-کلیساها-و دیگر ابنیه‏ای که با شکوه‏ تمامتر در این عصر ساخته شده مؤید این گفتار است که در این میان کتابخانه آشور بانیپال سال‏ 669 ق.م یکی از شاهکارهای این قوم توانمند بوده که به شهرت جهانی آنان افزوده است.این‏ کتابخانه دارای الواحی آجری و با حروفی خاص که‏ با حروف هیروگلیف متفاوت بود نقر شده است.

این کتابخانه در سال 51-1849 م توسط هنری‏ لایارد انگلیسی کشف گردید.یکی از الواحی که از حفریات بدست آمده مربوط به حقوق زنان شصت‏ ماده است.در این لوح علاوه بر مسایل شوهرداری‏ از مالکیت وارث نیز صحبت بمیان آمده است این‏ الواح در نزد باستانشناسان به لوح‏" A "شهرت‏ دارد.خدمتی که قوم آشور به پیشرفت تمدن بشریت نموده کمتر از تمدن بابل نبوده و نیست.در خصوص معماری این قوم در کتاب تاریخ جهانی‏ چنین آورده‏ اند:

«اینان در زمینه معماری شاهکاری بزرگ بوجود آوردند و فراوانی سنگ در آشور موجب شد که‏ بناهای محکمتر از ساختمانهای بابل ایجاد شود. در بناها گذشته از سنگ،آجر نیز بکار می‏رفت.
شهرها را با دیواری عظیم و عریض محصور می‏کردند.معابد چندگانه می‏ساختند.دیوار بناها را با کاشی‏های لعابی و منقوش می‏آراستند».

لوح‏ های کاپادوسی

یکی دیگر از هنرهای قابل توجه آشور که بصورت‏ مکاتبات یا اسناد محاسباتی است به لوح‏های‏ کاپادوسی‏" isodapaK "مشهور می‏باشد.هر چند تاریخ تنظیم این لوح‏ها مشخص نیست.لیکن‏ باستانشناسان عقیده دارند که از روی دو نمونه از این مهرها می‏توان تاریخ آنها را مشخص و تعیین‏ نمود.یکی از آنها اثری مهری است که مربوط به زمان‏ ایبی سین‏" nisibE "آخرین پادشاه سلسله سوم‏UR می‏باشد و در لوحه دیگر مهری است که نام‏ سارگن آشوری پادشاه دو هزار سال قبل از میلاد در آن دیده می‏شود.

موضوعهایی که در حجاری و پیکرسازی مورد استفاده قرار می‏گرفته شامل مجسمهء خدایان و تصاویر شاهان ونقش یگاو بالدار با سر انسان‏ (یادآور گاو بالدار آشوری در ستونهای معماری‏ تخت جمشید در ایران)و از این قبیل است.در کتیبه‏ها و نقوشی که بر دیوارها کشف و حک شده‏ معمولا صحنه‏ای از جنگ یا شکار دیده می‏شود و شاهان زمانی که جنگی در کار نبوده،اوقات‏ خویش را احتمالا به شکار حیوانات خصوصاشیر سپری می‏نمودند.با توجه به کشفیات موجود آشوریها آب مصرفی شهر را از مناطق دوردست‏ بوسیله«کانال‏کشی»می‏آوردند.در دوران‏ سناخریب آبراهه‏هایی بر روی پایه‏هایی می‏ساختند که آب را از پنجاه کیلومتری به شهر نینوا می‏رسانیدند.هزاران از این کانال‏ها از زیر خاک‏ کشف گردیده است.آشوریها در کار ستونسازی‏ نیز تجاربی داشتند که مقدمه ستونهای مارپیچی‏ شکل ویژه ساختمانهای ایرانی و یونانی است. آشوریها همچنین کف تالارها را با تخته سنگ مرمر فرش می‏کردند.سقف‏ها را با تیرهای چوبی بزرگ‏ می‏ساختند و گاهی با ورقه‏ای زر و سیم‏ می‏پوشانیدند و زیر سقف ساختمان را با مناظر طبیعی آرایش می‏دادند.

در دوره‏ های آخرین امپراتوری یا پادشاهان آشور کاخ‏های مجللی با خشت برای خود بنا می‏کردند که‏ در وضع عمومی آنها تقریبا هرگز تغییری داده نشد.

این قبیل بناها دارای 3 نوع عمارت شامل عمارات‏ عالی،عمارات عمومی و عمارات معمولی بودند. سارگون سناخریب آسار هادون و آشور بنی‏ پال،شاهان بزرگ آشور هر کدام بنوبهء خود در بوجود آوردن این شاهکارها نقش مؤثری داشتند.

ارتفاع کاخ‏ها[کاخ شاروکین‏]گاه به 14 متر و صد هزار متر مربع وسعت می‏رسید و معمولا از 3 قسمت دربار(محل زندگی شاه و اربابان)، قسمت معابد و خانه‏های کارکنان و خدمتگزاران‏ تشکیل می‏شد.تمام خیابانها از سنگ‏فرش بود و در انتهای هر خیابان دروازهء دیگری وجود داشت و در همین کاخ‏[شاروکین‏]است که در حدود 2 کیلومتر حجاری وجود دارد و ساختمان آن 10 سال طول کشید.اینک این شاهکار عظیم زینت‏ تمام موزه‏های بزرگ دنیاست.

تکوین هنر آشوری در 1500 ق.م.صورت‏ گرفت و تا انهدام پایتخت آن پادشاهی نیرومند یعنی‏ «نینوا»سال 612 ق.م دوام یافت.آشوریها از انواع سنگ مرغوب برای ساختمان و سنگتراشی از عاج فیل‏ها برای کنده‏کاری استفاده می‏کردند.

شهرسازی

تمام شهرهای آشور بزرگ بود و روی سکوها و کف مصنوعی شده بود.حفاریها نشان می‏دهد که‏ شهرهای آشور دارای خیابانهای بزرگ موازی و عمود بر هم بوده‏اند و در داخل این شهرهای بزرگ‏ مزارع و حتی جنگلهای مصنوعی بوجود می‏آوردند. آشوریها در مورد نظافت شهرها خیلی جدی‏ بودند،خیابانها و معابر را تمیز نگه می‏داشتند. همچنین وجود دیواری کلفت خانه‏ها و برج‏ها و باروی شهرها در گرما و سرمای آن شهرها تأثیر بسزایی داشت.

آنان هیچوقت خندق دفاعی دور شهر را پای‏ دیوار مصنوعی نمی‏ساختند.چون سستی زمین و دیوارهای آن این امکان را از آنها سلب کرده بود. روی دیوار را معمولا کنگره‏دار بنا می‏کردند. آشوریها مردمانی جنگجو و شجاع بودند.در امور نظامی مهارت داشتند و بهمین دلیل معماریشان‏ شبیه به معماری نظامی است.آنان هیچوقت‏ ورودیها را روبروی هم نمی‏ساختند.در پیرامون‏ شهرها باروها و برج‏ها بنا می‏کردند.دیوارها را فاقد زینت و گاها با شیارهای عمودی و باریک ایجاد می‏نمودند.ساخت طاقها را در معماری آشوری‏ بعلت کمبود چوب بنحوی خاص اجرا می‏کردند. در«کریونچیک»طرح شهری دیده شده که بالای‏ تمام خانه‏های آن گنبد دیده شده است.گنبدها از نوع چهار ضربی و بلند و باریک بوده که در پایین‏ روی یک پلان مربع واقع می‏شدند.در خورس‏آباد طاقهای گهواره‏ای بدست آمده که آنها را با تدابیر دیگری بدون استفاده از" EMAR "بنا می‏کردند و سنگها را طوری می‏تراشیدند که جنبه استاتیکی آن‏ بیشتر حفظ شود و هم زیبایی لازم را داشته باشد. طاقهای گهواره‏ای آنرا فقط با طاقهای«یونانی و رومی»می‏توان مقایسه کرد.

ستونها

آجر ماده اولیه مصالح ساختمان آشور را تشکیل‏ می‏داده است.در ستونها هم از آجر و سنگ استفاده‏ می‏کردند.معمولا ستونهای تمام آجری بیشتر متداول بود ولی چون در بعضی از ساختمانهای‏ بزرگ احتیاج به مقاومت بیشتری با تحمل وزن‏ ساختمان داشتند ستونهایی از سنگ می‏ساختند و اطراف آنرا از یک طبقه آجری می‏پوشاندند سراسر این ستونها را بشکل بوته‏ای«گل»می‏تراشیدند. معماری آشوری را در زمینهء ارتباط ستون و سرستون و روی هم قرار دادن دو قسمت مختلف آنها و همچنین در ارتباط و همبستگی مصالح مختلف‏ چون چوب و سنگ بنحو شایان توجه می‏بینیم. این همان سبک معماری است که چند قرن بعد از آن معماران دوره اولیه مسیحیت دنبال می‏کردند.در خرابه‏های قصر تلو" OLET "ستونهای‏ دسته‏جمعی که از آجر بنا شده‏اند دیده می‏شوند، اجتماع آنها و ارتباط آنها در یک پلان مربع شکل و قسمت بالای آنها نامشخص است.در حفاریهای‏ نیمرود اصول یک معماری حقیقی را شاهدیم که‏ مدیون این سبک معماری است.در این حفاریها خورس‏آباد به سرستون«پیاز گل»غده‏داری تراشیده‏ شده برمی‏خوریم.کورنیش‏های عجیب با بریدگیهایی که در لبه تیز آنها دیده می‏شوند ککه‏ عموما تحت زاویه 45 درجه بریده شده‏اند.بعضی‏ بر این عقیده‏اند آشوریها هنر سر ستون‏سازی و تراشیدن آنها را از فنیقیها تقلید نمودند و یا هنرمندان مغلوب را برای کار به آشور برده‏ اند.

آشوریها از سنگ خیلی کم برای پوشش در معماری استفاده می‏کردند سه نفر از محققان در این‏باره می‏گویند:

  1. هنری لایارد:نور توسط یک محوطه‏ای باز و بزرگ که در سقف با چوب کار گذاشته بداخل‏ ساختمان راه می‏یافته است.
  2. پل امیل بوتا:اتاقها و تالارها بوسیلهء پنجره‏های متعدد و کوچک با فواصل مساوی و منظم روی دیوارها قرار داشته و هدایت نور به‏ ساختمان را بعهده داشته‏اند.
  3. فرگوسن:نور توسط مکانهای چوبی با در نظر گرفتن فاصله‏های زیاد آن که شبیه به بعضی از خانه‏های آمریکایی است وارد می‏شده است لذا با توجه به نظریه بوتا نور نمی‏توانسته از پنجره کوچک‏ بداخل نفوذ کند و بعبارت دیگر تعبیه اینگونه‏ پنجره‏های کوچک و متعدد فقط می‏توانسته‏ روشنی بخش فضای اینگونه مکانها باشد.

زه‏کشی

آشوریها از سکو بجای پی‏خانه و ساختمان‏ استفاده می‏کردند و چون این سکوها اغلب از آجر ساخته می‏شدند طبیعتا در مقابل بارندگی‏های‏ طولانی زمستان مقاومت چندان نداشتند.معماران‏ آشور در پی راه‏های دیگری جهت کاهش خطرات‏ ریزش یو فرسایش احتمالی ساختمانها بودند.در حفاریهای خورس‏آباد در زیر کف اغلب تالارها و دالان‏ها،آبگذرهایی شبیه به سیستم«زه‏کشی‏ها»در مصر مشاهده شده است.

معماری قصر شاروکین

اگر به معماری آشور بیشتر توجه شود کاخ و قصر شاروکین بیشتر خودنمایی می‏کند.از حفاری‏ گردشگاه قصر آجرهای مربع شکل به دست آمده‏ است.همچنین سالن بزرگ کاخ آشور در روی کوه‏ «نیمرود»دارای تناسب 49*5/12 متر است؛این‏ کاخ را کاخ شمال غربی می‏نامند.قطر بعضی‏ دیوارها به 30 الی 35 متر می‏رسد.این دیوارها را اغلب دور شهر دعانویسی کرده‏اند که از یک نوع‏ طرز تفکر مذهبی می‏تواند سرچشمه گرفته باشد.

آشوریها در ساختن مصالح اطلاعات بسیار وسیعی داشتند و آجرها را با ملات بسیار محکم‏ می‏چیدند.در خرابه‏های نیمرود و سایر جاها معمولا دیده می‏شود که آجرها را با ملات آهک و یا مخلوط آهک و خاکستر کار گذاشته‏اند.بطور کلی‏ معماری هر کشوری همیشه به شرایط طبیعی و موقعیت جغرافیایی و مواد و مصالح بستگی دارد که‏ در آن نواحی یافت می‏شود.در بین النهرین سنگ‏ نادر و کمیاب بود.

نزدیکترین راه برای بدست آوردن سنگ کوههای‏ زاگرس بود که در شرق آشور قرار داشت.برای‏ حمل سنگ هم از وجود رودهای کوچکی که به‏ دجله می‏رسیدند استفاده می‏کردند.بریدن و تراشیدن سنگها نیز با دقت انجام می‏شد.در قصر «خورس آباد»یک انبار کامل از وسایل آهنی که‏ مخصوص تراشیدن سنگها بوده با مقداری سنگ‏ (به تصویر صفحه مراجعه شود) نمایی از کاخ آشور که از شاهکارهای دوران باستان به شمار می‏رود «مرمر سفید»و سنگ گچ بدست آمده است.

مصرف سنگ در ساختمان بطور کلی بیشتر برای‏ تزیین به کار می‏رفت و اکثر ساختمانهای بزرگ را بعد از ساختن با آجر و خشت با سنگ‏ می‏پوشاندند.از بناهایی که در آنها سنگ بیشتر دیده می‏شود کیوسک‏های سلطنتی را می‏توان نام‏ برد.

مصالح در معماری آشور

مصالح در معماری آشور از نظر مقایسه با معماری ممالک دیگر غالبا متفاوت است.مثلا در مصر هر چند سنگ بوسعت زیاد و بزرگ بکار رفته‏ در آشور از مصرف آن خبری نیست،زیرا که‏ «مزوپوتامیا»سرزمین خاک و شن و ماسه است و نه‏ سنگ،و بدین علت در بیشتر معماری از خاک و گل استفاده شده است و اگر بعضی اوقات در ساختمانهای آشور سنگ دیده می‏شود آن را معمولا از کشورهای مجاور یا دوردست آورده و در بنا بکار می‏بردند.

کتاب مقدس تورات سندی در این‏باره می‏دهد که‏ می‏گوید:
«و واقع شد که چون از مشرق زمین کوچ می‏کردند همواره در زمین شنعار" ranahA "یافتند و در آنجا سکونت گزیدند،و به یکدیگر گفتند بیایید خشتها بسازیم و آنها را خوب بپزیم و ایشان از آجر همان استفاده کردند که ممکن بود از سنگ استفاده‏ نمایند»ولی آجرپزهای آشوری همیشه با یک مشکل‏ و مانع سخت روبرو بوده‏اند و آن مشکل کمبود سوخت و چوب بوده است.

معماران ناگزیر شدند که راه دیگری بیابند پس‏ بدنبال ساده‏ترین وسیله ممکن رفتند و آن ساختن‏ خشت و خشک نمودن آن در برابر حرارت آفتاب‏ بود.آجرهای معمولی که بکار می‏رفت خیلی بزرگ‏ و سنگین بودند و معمولا اندازه سطح آنها به‏ 40*30 سانتیمتر و ضخامت آنها بین 6 تا 11 سانتیمتر می‏رسید و این آجرها معمولا بفرمان شاه‏ وقت ممهور می‏شدند.

درخشندگی هنر آشور

فاصله دوران قصر آشور نازیرپال تا دوران قصر آشور هادون‏" nydaH "دوران درخشندگی هنر معماری آشور نام دارد.بزرگترین تالارهای قصر قدیم نمرود مدخل 7 متری دارند در حالیکه مدخل‏ تالارهای کاخ دورشاروکین به 10 متر و حتی بیشتر از آن می‏رسد.در قصر نمرود معماران آسورهادون‏ دست به کار بزرگتری زده و این مقدار را تا 19 متر می‏رسانند.

در زمان حکومت آخرین پادشاه آشوری پیشرفت‏ معماری متوقف شد و شیوه‏های جستجو جانشین‏ تکامل گردید.در دوران آخرین شاهان آشور بعلت‏ ضعف حکومت مرکزی و سستی قوای افراد و نیز هرج و مرج داخل و خارج کشور هنرمندان زمینه را برای پرورش و تشویق هنر خود مساعد ندیدند.

حکومت آشور در سال 606 قبل از میلاد منقرض‏ شد و از آن تمدن درخشان و آن کاخ‏های عظیم و دژهای مستحکم جز تلها و خرابه‏های خاک چیزی‏ باقی نماند و همه مدفون شد تا اینکه در سال 530 قبل از میلاد کوروش بین النهرین را تصرف کرد و این‏ هنر با ارزش نمودار شد.

منابع:

  1. تمدن هیتی‏ها،تألیف کنشو.
  2. مجله باستان‏شناسی ش 8 و 9 اسفند 69 جام ارجان،یوسف‏ مجید زاده.
  3. تاریخ ملل شرق و یونان،آلبتر ماله.
  4. ملل قدیم آسیای غربی،احمد بهمنش.
  5. خلاصه تاریخ هنر،پرویز مرزبان.
  6. تاریخ تمدن و فرهنگ،مجید یکتایی،انتشارات گوتنبرگ.
  7. بین النهرین و ایران باستان،ترجمه رضا مستوفی

تورج رهبرگنجه